# خرید کتاب بالاتر از سیاهی اثر ر.اکبری

> کتاب «بالاتر از سیاهی» بهترین داستان‌های کوتاه معاصر آفریقا به کوشش هلون هابیلا ترجمۀ وحید اکبری گزیده ای از متن کتاب : دربارۀ نویسنده آلکس لاگوما (1924_ ١٩٨۵)…

Source: https://ketabejam.com/balatr-az-siahi-2/

[کتاب‌جم](https://ketabejam.com/) [رمان خارجی](https://ketabejam.com/list/foreign-novel/)

تخفیف کتاب‌خوانی تا ۲۰ ٪ تخفیف

![جلد کتاب بالاتر از سیاهی اثر ر.اکبری](https://ketabejam.com/uploads/im0001046345.webp)

[رمان خارجی](https://ketabejam.com/list/foreign-novel/) ۲ اثر یکپارچه · موجود از ۲ ناشر

# بالاتر از سیاهی

نوشته‌ی [ر.اکبری](https://ketabejam.com/authors/ohid-akbri/)

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش قیمت از

۳۴۰٬۰۰۰ تومان

انتخاب ناشر و خرید

معرفینسخه‌هادیدگاه‌هابیشتر از ر.اکبریبیشتر از علیبیشتر از نگاهترجمه‌ی وحید اکبریکتاب‌های مرتبط

## معرفی کتاب

کتاب «بالاتر از سیاهی» بهترین داستان‌های کوتاه معاصر آفریقا به کوشش هلون هابیلا ترجمۀ وحید اکبری
گزیده ای از متن کتاب :
دربارۀ نویسنده
آلکس لاگوما (1924_ ١٩٨۵)، نویسنده، فعال اجتماعی و سیاستمدار اهل آفریقای جنوبی، در شهر کیپ ‌ تاون به دنیا آمد. او از رهبران کنگرۀ ملی آفریقای جنوبی و از برجسته ‌ ترین مخالفان رژیم نژادپرستی آپارتاید بود. بارها به زندان افتاد و مدت ‌ ها بازداشت خانگی بود. اولین اثرش با عنوان پرسه در شب را سال ١٩۵٧ منتشر کرد. لاگوما سال ١٩۶٩ برندۀ جایزۀ معتبر ادبی لوتوس شد.
لباس ساتن لیز
آلکس لاگوما
خیابان طی چهار ماه نمی‌توانست تغییر چشمگیری کند. همان دو ردیف خانه‌ها با ورودی‌ها و ایوان‌های حصارکشی‌شده، همان بقالی هندی، همان علامت پشت انبار که اندازۀ کل دیوار می‌شد، همچنان پابرجا بودند. به تن پیاده‌روهای خاکستری‌رنگ هنوز ترک‌های فراوانی دیده می‌شد. رنگ بعضی خانه‌ها شاید طی این چهار ماه کمی محو و پوسته شده بود. نوارهای پهن پایین دیوار انبار به نوشته‌های بزرگ سیاه آسیب رسانده بود.
مردم هم آنجا حضور داشتند: از گروه‌های دو یا سه‌نفره جلوی در ورودی بعضی منازل، تا صف مردان علاف و بیکار جلوی انبار و بچه‌های بازیگوشی که توی کانال‌های آب بودند. واقعا چیزی در خیابان تغییر نکرده بود.
از وقتی پا به خیابان گذاشت، به جلو خیره شده بود. اما موج هیجانی را که در میان مردم به پا شده بود احساس می‌کرد. با شناختنش سرها به آرامی به سمتش می‌چرخید. متوجه نگاه‌های کنجکاو بقیه روی خودش شد.
سراسیمگی مختصر جلوی این خانه به شکلی اسرارآمیز، به خانه‌های بعدی تا انتهای خیابان سرایت می‌کرد. زن‌ها نزدیک شدنش را موذیانه می‌پاییدند، بعد بین خودشان پچ‌پچ می‌کردند و پس از عبورش صدایشان را بالا می‌بردند.
_ خودش بود…
_ چهار ماه واسه بی‌عفتی…
_ برگشته خونه باز. هی؟ ما تو این خیابون بدکارۀ لعنتی نمی‌خوایم.
نگاه‌های تیز و نافذشان او را در کل مسیر با حالتی از شک و خوف و گاه شعف دنبال کردند. چراکه قربانی دیگری برای سلاخ‌خانه‌های شایعاتشان یافته بودند.
قضیه برای مردها فرق داشت. نگاهش می‌کردند؛ برخی آشکارا و بعضی هم زیرچشمی او را می‌پاییدند و در سودای تصاحبش به‌آرامی لبخند می‌زدند. چه کسی فکر می‌کرد پای پسر سفیدپوستی وسط باشد؟ برای چه کسی مهم بود؟ آن پسر خوش‌شانس بود، این‌طور نیست؟ مردها در چنین اوضاعی به حال هم غبطه نمی‌خورند، حتی اگر قضیه به سرانجام رسیده باشد. مرد همیشه مرد است و دختر همیشه دختر. به هر صورت او دیگر آزاد شده بود، و شاید یکی از آنها شانسی داشت.
آنها سرگرم بدجنسی احمقانۀ خاله‌زنک‌ها بودند و بی‌اعتنایی‌شان را این‌طور به رخ می‌کشیدند:
«سلام مایرا [1] ، چطوری مایرا؟» «خوشحالم دوباره می‌بینمت مایرا، چه خبرا مایرا؟» خودشان متوجه نگاه‌های زن‌ها بودند و با پوزخندهایشان این را به مایرا نشان می‌دادند که این چیزها برایشان اصلاً مهم نیست.
او با شنیدن صدایشان به‌آرامی لبخند زد و نگاهش را به جلو دوخت. با این‌حال تلخی عمیقی را در درونش حس می‌کرد، گویی بخشی تازه از وجودش شده بود. دیگر گریه نمی‌کرد. گریه، مثل نمک به‌جامانده از تبخیر آب در کف تابه، از خودش لایه‌ای تلخ در وجود او به جا گذاشته بود. به‌همین‌دلیل، حتی هنگام لبخند زدن هم ردی از تحقیر در گوشۀ لب‌هایش به چشم می‌آمد.
مایرا دختری بلندبالا و خوش‌قیافه با پوستی قهوه‌ای، لب‌هایی حجیم و گونه‌هایی برجسته بود. بینی قلمی، چانۀ سفت و چشم‌های آبی‌رنگش را از ازدواج‌های بین‌نژادی اجدادش به ارث برده بود. اندام قرص و محکمش از کار سخت چهارماهه کمی زخمت ولی هنوز زیبا بود. سینۀ ستبر، شکم صاف و پاهای بلند کاملاً خوش‌ترکیبی داشت.
عاقبت به خانه رسید و از پله‌های ایوان بالا رفت. وقتی در را باز کرد، بوی غذا یکجا از آشپزخانۀ ته راهرو توی صورتش خورد. همان بوی همیشگی روغن و پیاز سرخ‌کرده بود.
به سمت ته راهرو رفت. مادر پیرش آنجا بود. با آن اندام ستبر و قامت کوتاه و موهای نازک کپه‌شده در پشت سرش، پای قابلمه‌های روی اجاق سیاه ایستاده بود.
مایرا به چارچوب در آشپزخانه تکیه داد. ناگهان ترسی خفیف وجودش را فرا گرفت. اما بالاخره از پسش برآمد و گفت: «سلام ماما [2] .»
مادر با حرکتی تند برگشت. با قاشقی بزرگ در دستش مشغول هم‌زدن ماهیتابۀ پر از غذا بود. حرکت دستش باعث لرزش تابه شد. مایرا به چشمان میانسال و نگاه تحلیل‌رفتۀ مادرش نگاهی کرد. شگفتی قاب چشمان مادر به‌تدریج جای خود را به سنگدلی داد. انحنای دهان زن سالخورده و خطوط عمیق روی گلو و گردن و شبکۀ چروک‌ها همه نشانی از گذر زمان بودند.
_ پس برگشتی. با رسوایی و خفت برگشتی. هی؟
مایرا گفت: «مادر من برگشتم.»
مادر همان‌طور که قاشق را در هوا سوی صورت دختر می‌چرخاند با پرخاش گفت: «تو برای ما

## نسخه‌های موجود

هر نسخه مشخصات، قیمت و امتیاز خودش را دارد

- ![جلد کتاب بالاتر از سیاهی نشر نگاه](https://ketabejam.com/uploads/im0001046345.webp)

ناشر: [نگاه](https://ketabejam.com/publishers/ngah/)

بالاتر از سیاهی

[وحید اکبری](https://ketabejam.com/authors/ohid-akbri/)

ترجمه‌ی [وحید اکبری](https://ketabejam.com/translators/ohid-akbri/)

۲۲۱ صفحه رقعی چاپ ۱۴۰۵ شابک ۹۷۸۶۲۲۲۶۷۵۳۷۰

۴۲۵٬۰۰۰ ۲۰ ٪ ۳۴۰٬۰۰۰ تومان

- ![جلد کتاب بالاتر از سیاهی نشر علی](https://ketabejam.com/uploads/im0006904352.webp)

ناشر: [علی](https://ketabejam.com/publishers/li/)

بالاتر از سیاهی

[ر.اکبری](https://ketabejam.com/authors/r-akbri/)

۴۸۰ صفحه رقعی چاپ ۱۴۰۴ شابک ۹۷۸۹۶۴۷۵۴۳۳۷۸

۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ۲۰ ٪ ۸۰۰٬۰۰۰ تومان

## دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه · مجموع همه‌ی ناشرها

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

## کتاب‌های بیشتر از ر.اکبری

[مشاهده‌ی همه](https://ketabejam.com/authors/ohid-akbri/)

[![جلد کتاب خیلی دور، خیلی نزدیک](https://ketabejam.com/uploads/im0001046648.webp)](https://ketabejam.com/khili-dor-khili-nzdik/)

[خیلی دور، خیلی نزدیک](https://ketabejam.com/khili-dor-khili-nzdik/)

کی. دیوید جکسن، وحید اکبری

ترجمه‌ی وحید اکبری

نگاه

۲۰ ٪ ۳۲۵٬۰۰۰ ۲۶۰٬۰۰۰ تومان

[![جلد کتاب داستان‌های چکمه‌ای](https://ketabejam.com/uploads/im0001046510.webp)](https://ketabejam.com/dastan-hai-chkmeh-ai/)

[داستان‌های چکمه‌ای](https://ketabejam.com/dastan-hai-chkmeh-ai/)

جومپا لاهیری، وحید اکبری

ترجمه‌ی وحید اکبری، نوید کمارج

نگاه

۲۰ ٪ ۳۵۰٬۰۰۰ ۲۸۰٬۰۰۰ تومان

[![جلد کتاب نت نیمه تمام](https://ketabejam.com/uploads/im0006832297.webp)](https://ketabejam.com/nt-nimeh-tmam/)

[نت نیمه تمام](https://ketabejam.com/nt-nimeh-tmam/)

وحید اکبری

ترجمه‌ی فاطمه خاکپور

قصه باران

۲۰ ٪ ۳۸۰٬۰۰۰ ۳۰۴٬۰۰۰ تومان

[![جلد کتاب برج تاروت](https://ketabejam.com/uploads/covers/0024105a2def.webp)](https://ketabejam.com/brj-tarot/)

[برج تاروت](https://ketabejam.com/brj-tarot/)

وحید اکبری

ترجمه‌ی ساحل رحیمی پور

کتاب آمه

۲۰ ٪ ۲۹۰٬۰۰۰ ۲۳۲٬۰۰۰ تومان

## کتاب‌های بیشتر از علی

[مشاهده‌ی همه](https://ketabejam.com/publishers/li/)

## کتاب‌های بیشتر از نگاه

[مشاهده‌ی همه](https://ketabejam.com/publishers/ngah/)

## کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی وحید اکبری

[مشاهده‌ی همه](https://ketabejam.com/translators/ohid-akbri/)

## اگر این کتاب را دوست داری

ارسال سریع به سراسر کشور

تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر

پرداخت امن از درگاه بانکی

