نوعی داستان عاشقانه

لروی: من هیچ مشکلی با شخص شما ندارم، می‌دونم که آدم موفقی هستین و خدا روزبه‌روز بیشترش هم بکنه، اما این‌جور حرف‌ها راجع‌به لباس من _من باید از نجار بودن خودم خجالت بکشم؟ می‌خوام بگم همه مدام «کارگر، کارگر» می‌کنن، کارگر چقدر می‌گیره؟ خب اگه کارگربودن این‌قدر کار بزرگیه، چرا هیشکی دلش نمی‌خواد کارگر بشه؟ هیچ شنیدین پدر و مادری این در و اون در بگه (ادای شست در بند شلوار انداختن درمی‌آورد.) «پسر من نجاره»؟ شنیدین؟ شنیدین کسی به بنّابودن کسی افتخار کنه؟ من نمی‌دونم شما چی هستین، اما من یه یانکی خر نفهمم، اما …

شناسه محصول: 13ecfe2f817f دسته:
نویسنده

ناشر

مترجم

دسته بندی ها

ادبیات آمریکا, ادبیات معاصر, ادبیات نمایشی, جایزه ی استوریاس, دهه 1980 میلادی, نمایشنامه درام, نمایشنامه عاشقانه

شابک

978-6227554021

قطع کتاب

تعداد صفحات

130

سال انتشار

سال انتشار میلادی

1988

نوع جلد

شومیز

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “نوعی داستان عاشقانه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *