کتاب آخرین خانه ی شهر
معرفی کوتاه
بیلی لی دختری است باهوش و سرزنده که با خانواده ی عجیب خود در خیابان خانه ی ماهی زندگی میکند پدرش یک آفریقایی آمریکایی است که با حکاکی تنه ی درختها آنها را تبدیل به مجسمه می کند. مادر بیلی سفید پوست است. ردای آفریقایی میدوزد و آنها را در بوتیک آفریقا میفروشد بیلی پدر مادر دو برادر و بهترین دوستش یوتریس را خیلی دوست دارد آنها کنار باتلاقی زیر یک بزرگراه مرتفع در نیوجرسی زندگی میکنند.
سپس سیلیا عموزاده ی سفید پوست بیلی وارد میشود و همه چیز را تغییر میدهد یک شب بیلی برای خواب به خانه ی مجلل سیلیا در حومه ی شهر میرود و دریایی از سؤال ایجاد میشود چطوری بیلی میتواند هم سیاه پوست و هم سفید پوست باشد؟ چطوری میشود یوتریس را قانع کرد که بیلی در دوستی به او خیانت نکرده است؟ وقتی این بچه ها در جشن تابستانی باربکیو در خیابان خانه ی ماهی شرکت میکنند چطوری بیلی معمای رازگونه ی مردی به نام همسایه را حل میکند؟ قبلاً همسایه چیز عجیب و احتمالاً خطرناکی را کنار کانال دفن کرده بود. جواب به این سؤالها بیلی را به چالشی میکشاند که قبلاً حتی فکرش را هم نمیتوانست بکند.











