کتاب آخرین یوردها
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
به فرزند ایلیاتی که از صدای ضبط اتومبیلش،نوای نی به گوش می رسد،با دیدن درخت های کناربه یاد گرمسیر می افتد؛ در کوهپایه ها و دشت ها ،در حوالی چها ها و چشمه ها و در کنار تپه ماهورها به دنبال سیاه چادر می گردد و یوردها را جستجو می کند،حق بدهید که آخرین یوردها را بنگارد.آخرین یوردها کار دل است،حرف عشق است،زبان بی زبانی است! آخرین یوردها ،برگ سبزی است تحفه ی درویش،تقدیم به همه آنهایی که: نام کوهیار،صیدال،حسام بیگ،صفدر و …خاطرات پدران،پدربزرگ ها و غیور مردان ایل را برایشان زنده می کند؛سروناز،گل بس؛گلناز و …یاد مادران،مادر بزرگ ها و شیرزنان ایل را در ذهنشان زنده مجسم می کند.یوردهایشان محترم و اجاق هایان مقدس بود. نمک گیر شدند،امیدوار بودند و ولوبگ نشدند.مراد و مکتبش را درک کردند،دانش آموخته ی خیمه ی بزرگ بهمن بیگی شدند،به اردو رفتند و وارد چهل نفری شدند. با کوچ غریب شده اند و غم اسکان دارند.هنوز واژه های زیبا اما غریب و رو به فراموشی را با گویش ایلیاتی به کار می برند. یورد به معنای محل برپا کردن سیاه چادر ایلات است.کتاب حاوی 18 داستان کوتاه و دلنشین از زندگی ایل بزرگ خمسه و از جنوب تا شمال فارس،از لارستان تا آباده را شامل می شود.





