کتاب بشر چقدر جهانی شدن را تاب می آورد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بر اساس بحثهای کنونی، فردسازی اغلب بهعنوان همتای مفهومی جهانیسازی پیشنهاد شده است. اغلب به نظر می رسید که پس از آشکار شدن کامل این فرآیندها، چیزی باقی نمی ماند، به جز اتم های فردی انسان که در کره ای بدون هیچ ساختار سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی پراکنده شده اند. صرف نظر از این که آیا این توصیف مبتنی بر مشاهدات خوب و معتبری است، اما پس از مطالعه کاوش شفاف و به موقع رودیگر زفرانسکی در مورد این موضوع، ناگهان آشکار می شود: جهانی شدن، اگر رخ دهد، به معنای تغییر اساسی در وضعیت بشر است. انسان را در مجموع با جهان در تقابل مستقیم قرار می دهد. سناریوی جهانی شدن تقریباً بدون توجه در بحث گسترده تر، مستلزم بازگشت به مسئله قدیمی راه های حضور انسان در جهان است. رودیگر زفرانسکی فیلسوف در کتاب بشر چقدر جهانی شدن را تاب می آورد با مشکلات مبرم عصر جهانی دست و پنجه نرم می کند: دولت های برادر بزرگ، تروریسم، امنیت بین المللی و به ظاهر غیرممکن بودن صلح جهانی. او پیشنهاد می کند که عصر جهانی شدن را نباید آن دوره ای در تاریخ جهان تصور کرد که در آن همه انسان ها خود را در وضعیت نامشخص و یکسانی خواهند دید. زفرانسکی استدلال میکند که همیشه نیازهایی برای درک موقعیت خود با ترسیم مرزها و مفهومسازی دیگری و فردیت وجود خواهد داشت.








