کتاب بنی مکگی و جناب کوسه
معرفی کوتاه
حوصلهسربرترین کارها در مدرسه برای من یکی آن بود که دربارهی مثلاً حباب ماهیها تحقیق کنم. البته نه اینکه کار سختی باشد، به راحتی میتوانستم ویکی پدیا را باز کنم و با اختراعات عمیق و شگرف بشری یعنی کلیدهای Ctrl+ A/+C/+V آن را بردارم و بعدش مرتب کنم و با اختراع مهمتر بعدی یعنی Ctrl+P آن را چاپ کنم و ببرم مدرسه!
خب شاید اگر برایتان مهم باشد، از من بپرسید پس از چی بدت میآمد؟
خیلی ساده است؛ از اینکه معلم علوم اگر میخواست دربارهی حباب ماهیها چیزی بداند میرفت همین کلمه را در گوگل یا مستقیم در ویکی پدیا جستجو میکرد. دیگر این همه هم من و بقیه را به دردسر و زحمت نمیانداخت!
نمیدانم چه کسی میتواند به یک معلم علوم یا جغرافی یا تاریخ یا هرچیز دیگری بگوید بابامجان! همه چیز در اینترنت هست، چرا ما را وادار میکنید اینطوری آن را شخم بزنیم و اسمش را میگذارید تحقیق؟ خداوکیلی این تحقیق است؟
راستش را بخواهید فکر میکنم بنی مکگی هم مثل من از تحقیق این مدلی بدش میآمد؛ چون که برایش سخت بود با این کلیدهای مهم عالم بشریت کار کند.
برای همین وقتی قرار شد گزارشی دربارهی کوسهها برای ارائه در کلاس تهیه کند، فکر کرد اگر به جای این کار، برود و با خود کوسه دوست شود، آن وقت اطلاعات واقعیتری میتوانست به دست بیاورد.
اصلاً شما قضاوت کنید اینکه “کوسههای سفید نمیتوانند توپبازی کنند” را کجای اینترنت و ویکی پدیا نوشتهاند؟
به نظرتان این راه بهتری نیست؟ حالا اینکه کوسههای سفید خطرناکترین موجود زندهی روی زمین هستند که کاری به تحقیق ما ندارد، دارد؟!






