کتاب توقف ناگهانی در ایستگاه جمجمه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
کاتیسا بیستوسه ساله. هفته پیش به شرکت آمد و کینهاش رو تخلیه کردیم. دوستپسرش با دوست نزدیکش بهش خیانت کردند. تقریباً دوسال از این ماجرا میگذره و کینه کاتیسا، روزبهروز بیشتر شده. این کینه اونقدر اذیتش کرد تا اینکه هفته پیش به شرکت ما آمد و برای همیشه از شر این کینه خلاص شد. بعد با لبخندی شیطنتآمیز گفت: پول خوبی هم داد. کبال با صدای بلند خندید. امان از این روحیه احمقانه خانمها. عزیزم متأسفم که تو باید سیاهی زندگی یکی دیگه رو تحمل کنی. امّا بیزنس بیزنسه. بعد با صدای بلند رو به دکتر گفت: همین خوبه. به خانم جوان همین رو تزریق کن.






