کتاب زیردرخت سیب
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
چقدر سخت بود دیدن ناتوانی خانوادم به خاطر سهل انگاری خودم چطور می تونستم آرومشون کنم وقتی خودم آرزوی مرگ داشتم؟ من دیگه حتی مرده ی متحرک هم نبودم چون راه نرفتن و گوشه نشینی همیشگی مساوی بود با مرگ حقیقی و خداحافظی با تمام رویاهای ساختگیم با با قول داده بود اگر کارنامه ام رو با نمره های عالی ببینه برام دوچرخه بخره اما حالا دیگه نه کارنامه ای وجود داشت و نه پاهایی برای رکاب زدن از اون روزی که پزشکم روی حدس قطع نخاع کامل مهر تایید زد حتی نسیم هم دیگه امیدی برای بازی و زندگی نداشت.





