کتاب ماجرای شنگول و منگول و تلفن همراهشان
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
این داستان با هدف آموزش عدم اعتماد به افراد غریبه و استفادة صحیح از تلفن همراه به نگارش در آمده است. در این داستان آمده است: در کوههای نزدیک ده «بالا محلّه»، گرگ بیرحمی تصمیم میگیرد شنگول را که در گلهاش عقب افتاده گول بزند. گرگ لباس گوسفند را به تن میکند و شنگول را به خانهاش دعوت میکند. شنگول با تلفن همراه به مادرش خبر میدهد تا از او اجازه بگیرد. مادرش شک میکند و دنبال شنگول میرود. گرگ بدجنس با دیدن مادر شنگول و چوپان پا به فرار میگذارد و شنگول نجات مییابد.









