کتاب نعره گربه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
مجموعه ترس و لرز واقعا پشت خواننده را می لرزاند. در هر یک از داستان های این مجموعه، با چند دختر و پسر کنجکاو و شجاع آشنا می شوید و پا به پای آنها، ماجراهای ترسناکی را پشت سر می گذارید. تو نور مهتاب دیدم که گربه از پشت روی زمین افتاده و سرش یک وری شده. پنجه هایش سیخ شده و تو هوا مانده بود. حتی از آن فاصله هم گریه را شناختم. گربه ای که اسمش ریپ بود. احتیاجی به پایین رفتن نبود. مطمئن بودم که دوباره او را کشته ام برای بار سوم.

















