کتاب هشدار
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
سه سال قبل، جسد ایتان، پسر زویی و دوستش را در رودخانه ای نزدیک خانۀ ایشان پیدا کردند.مرگ ایتان و جاش حادثه ای تلخ بوده است. زویی و خانواده اش نقل مکان کرده اند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند.تا اینکه روزی زویی به طور ناگهانی ایمیلی دریافت می کند؛ ایمیلی ناشناس که مدعی شده مرگ فرزندش تصادف نبوده است.بدین ترتیب زویی جست و جویی سخت را برای یافتن حقیقت آغاز می کنداما چرا همسرش حاضر به کمک نیست؟چرا مادر جاش حاضر نیست حرف های او را باور کند؟













