کتاب همیشه نمیشه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
من مسعود، قصه زندگیام آنچنان واقعی و حقیقی است که گاهی خودم هم از خواندنش فرار میکنم اینکه از کودکی تا میانسالی چه چیزهایی را به چشم دیدم و از سر گذراندم برای خودم هم غیرقابل باور است. من از پدر و مادری ایرانی متولد شدم اما در پاریس بخاطر والدین لاابالی با مشقت و سختی بزرگ شدم و تنها چیزی که مرا روی پا زنده نگه داشت ، عشق به موسیقی و برق چشمان دختری بود که روزنه ای از امید را در دلم روشن میساخت…






