کتاب پیمان اشعار ترکی و فارسی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
هنرمند گـرانمایه و دوست عزیزم محمود قبـهزرین که، همسرشان پیمان صدایش می کرد، سخت بیمار بود. با آقای احمد عسگرپور و تنی چند از دوستان با وسایل کامل ضبط صدا و فیلم برداری با اطلاع قبلی به عیادتش رفتیم. درمورد کارهـای هنری و زندگیاش با او به گفت و گو نشستیم. در صفحات بعدی متن پیاده شدهای آن مصاحبه را تمام و کمال خواهید خواند. بعد از گفت وگو خواستیم که چندتا از شعرهایش را برایمان بخواند که خواند با شور وشوق هم خواند. بعد دفترش را بست و رو کرد به من گفت: «از تو خـواهشمندم که این اشعـار را جمع بندی کـرده و منتشر سازی.» من با کمال میل پذیرفتم. بعد از درگذشت آن هنرمند و شاعر شریف، همسر محترمشان سرکار خانم ژاله حقی دفترهایش را جمع کرده و کپی برداری کـردند و به من سپردند. من اشعار را، بخشبندی و ویرایش کرده و به دست دوست شاعرم ع.ن. چاپار سپردم که بازخوانی کرده و به من باز گرداندند. من مجموعه اشعار استاد محمود قبهزرین را با عنوان «پیمان» که حاوی اشعار ترکی و فارسی شاعـر است را به ناشری سپـردم. ناشر مذکـور نیز پس از مدتهـا سر دواندن، نه تنها کاری نکـرد، که متنهـای تایپی و دست نویس را نیز بر نگرداند. گذشت و گذشت تا اینکه نشر موغام، آمادگی خود را برای انتشار این اثر اعلام نمود. متن مجددا از روی کپی دستنویسها تایپ شده، دوباره ویرایش وبازخوانی مجدد شد. و پس از حذف چند شعر انگشت شمار، به سرکار خانم سحر بارانی سپرده شد. ایشان نیز با دقت و حوصلهای ستودنی، یکسان سازی رسم الخط متن اشعار را کشیدند. جا دارد ازآقای سعید موغانلی که زحمت بازخوانی مجدد اشعار را قبـول نمودند نیز سپاسگزاری کنم.





