کتاب زرد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب :
روزی روزگاری، گربه ای با یک موش دوست شده بود. او آن قدر از دوستی و محبت حرف زد تا سرانجام موش راضی شد با او در یک خانه زندگی کند و کارهای خانه را با هم تقسیم کنند.
یک روز گربه به موش گفت: «ما باید به فکر آذوقه زمستان باشیم، وگرنه از گرسنگی می میریم. تو، موش کوچولو اگر بخواهی برای پیدا کردن غذا این طرف و آن طرف بروی، حتما یک روز توی تله می افتی.» .
آنها مدتی درباره این موضوع مشورت کردند و بالاخره یک ظرف پر از روغن خریدند، اما نمی دانستند آن را کجا بگذارند.
















