کتاب کوچه ای که با سر به دیوار میخورد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
از خانه ی ما تا میدان میلادخیابانی ست که از نیمه ی راهپشیمان شده و همیشه برمی گرددمن گفتم: «ما مرگ را هم دور زده ایم»تو گفتی: «از زندگی امایک قدمآن طرف تر نگذاشته ایم.»از خانه ی ما تا جنگل های بلوطردیفی از کوه های مرددسربه فلک نکشیده اندمن گفتم: «هنوز سرپا هستیم.»تو گفتی: «هزاران سال است خشکمان زده.»از خانه ی ما با تو حرف زدنشک داشتم راه به جایی ببردوقتی که آخر گفتی:«تو هم سال هاست رفته ایاگر کوچه با سر به دیوار نمی خورد.»





