کتاب گزارش های امیر، پسر عاشق
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
امیر پسری نوجوان است که به همراه خانواده اش از شهرستان بوئین زهرا به تهران کوچ کرده است. امیر خانواده ای روستایی دارد و پدری ناشنوا (حیدرعلی) که در زلزلۀ سال 41 بویین زهرا دچار سانحه شده و کر و لال شده است. هنوز زندگی شان در تهران روی غلتک نیفتاده است که پدر امیر تصادف می کند و باید پایش عمل شود. آنها نمی توانند هزینه عمل را فراهم کنند. تنها کسی که حاضر می شود پول عمل را بدهد قربان است. قربان باجناق حیدرعلی است و سر کینه ای قدیمی با حیدرعلی مشکل دارد. قربان یک شرط برای امیر می گذارد تا پول را بدهد…








