کتاب حوالی شش بعدازظهر
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
دهخدا میگوید معادل واژه دلیرانه میشود مردانه و شجاعانه. هروقت به عین الله فکر میکنم، یاد این واژه میافتم. تصویر قوی و شفاف از یک خاطره در ذهنم از عین الله مانده است که هیچ وقت فراموش نمیکنم. هویجه یکی از مناطق عملیاتی بود که تصرف و آزادسازی آن کار خیلی سختی بود؛ اما عین الله و گروهش هرطور که بود پسش گرفته بودند و حالا وظیفهشان حفظ آنجا بود.
در یکی از آن روزها برای سرکشی به همراه یکی از همرزمان راهی آن منطقه شدیم. به محض ورودمان آتش بهنسبت سنگینی بر سرمان آوار شد. ناخودآگاه به همراه هم رزمم زیر دیواری که مخفی¬گاه خوبی بود مخفی شدیم و منتظر ماندیم تا اوضاع کمی آرام بگیرد. میان آن همه صدا اما شنیدن صدای فریادهای مقتدرانه عین الله یک لطف عجیبی داشت. سرم را با احتیاط بالا گرفتم و دیدم عین الله خیلی با اعتماد به نفس و محکم در خط راه میرود و با تسلط بالا به عربی دستور و تاکتیک میگوید. انگار در عمرش تا به حال چیزی به نام ترس را تجربه نکرده بود.






