کتاب محکوم به ضیافت صورتی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
حاضر و آماده مقابل آینه ایستاده است. کت و شلوار سیاهرنگی به تن دارد. یک دستش را در جیبش فرو برده و با دست دیگر گره پاپیونش را محکم میکند. موهای سیاه روغن زده اش را بار دیگر چک میکند. سعی میکند پوشت نقرهای رنگش را به آرامی و بدون آنکه چروک شود در جیب بالایی کت جا دهد. نگاهش به سمت کفش هایش میرود، کفشهای چرمی و براق سیاهرنگش خودنمایی میکنند. از مرتب بودن ظاهرش خاطر جمع میشود. درست در سمت راست روی میز توالت ماسکی را قرار داده. کمی ماسکش را وارسی میکند تا تا مطمئن شود بند پشتش محکم است و باز نخواهد شد. یکبار دیگر خودش را مقابل آینه چک میکند. ماسک را بر روی صورتش قرار میدهد. تصویری از ببری نارنجیرنگ در آینه توجه اش را جلب میکند. سعی میکند جای دهان و بینی اش را به خوبی فیکس کند تا فضای تنفسش سخت نشود. نفسش را بیرون میدهد. آخرین تیک تاک عقربه دقیقه شمار ساعت هشت را نمایان میکند. به محض نشان دادن عدد هشت، زنگ اتاق به صدا در میآید. به سمت در ورودی میرود و در را باز میکند. مهمانها یکی یکی داخل میشوند. پنج نفر یکی پس از دیگری که هر کدامشان نوعی ماسک مخصوص پوشیدهاند، با تعظیمی نصفه نیمه وارد اتاق میشوند.





