کتاب رویا و غول ها و اژدهاها
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
در داستان «رویا» وزغ خوابی میبیند که در آن به خواست صدایی نامرئی روی صحنه میرود و کارهایی شگفت انگیز انجام میدهد: نواختن پیانو، بندبازی، پشتک وارو. هر بار رو به قورباغه دوستش که در میان تماشاگران نشسته، می پرسد: «تو هم میتوانی این کار را بکنی؟ و قورباغه پاسخ میدهد: «نه، نمیتوانم» اما با هر پاسخ قورباغه در نگاه وزغ کوچکتر میشود تا جایی که دیگر دیده نمیشود. وزغ وحشت زده از خواب میپرد: نکند با تحقیر دوستش، او را از دست داده باشد؟ در داستان غول ها و اژدهاها، قورباغه و وزغ با خواندن کتابی دربارهی قهرمانانی که با هیولاها میجنگند، تصمیم میگیرند از کوهی بالا بروند تا شجاعت خودشان را بیازمایند؛ اما ماجراهایی که در طول مسیر برایشان پیش می آید – از مواجهه با یک مار گنده و بهمن تا فرار از چنگ عقابی در آسمان – آنها را میترساند، میخنداند و وادار میکند به معنای واقعی شجاعت و ترس فکر کنند. این قصه های جذاب با نثر ساده طنزآمیز و تصاویری زنده و نیز متن روشنگر و سؤالهای اخلاقی و فلسفی که به آخر هر یک افزوده شده، کودکان را با مفاهیمی ظاهراً ساده اما عمیق آشنا، و بستری فراهم میکنند برای گفت و گویی انتقادی میان کودکان و مربیان با حال و هوایی صمیمی و خیال انگیز.











