کتاب ماه مه آلود 2
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
جریان هوایی که دورم می پیچید را حس کردم. اما چشم از ماه برنداشتم صدای زمزمه آزاده در صدای باد قطع شد اما آرام آرام مه غلیظی ماه را پوشاند. جریان دورم کم شد و صدای آزاده دوباره شنیده شد. البرز گفت: «ماه مه آلود شده!
آزاده ساکت شد و گفت: «امکان نداره! همچنان به ماه نگاه می کردم هرچند حال دیگر کاملاً پشت ابرها پنهان شده بود سرم را پایین آوردم و به آزاده نگاه کردم از ماه چشم برداشت با ترس بلند شد و یک قدم عقب رفت، زمزمه کرد اون نمی ذاره…
البرز پرسید: «کی؟»
صدایی رسا و بلند گفت: من!
همه به سمت صدا برگشتیم گلبرگ چند قدمی ما، بین زمین و هوا ایستاده بود و بال هایش آرام تکان می خورد زری و چند پری دیگر هم در اطرافش بودند. رو به البرز :گفت طلسم جفتت تا ابد باهاش
می مونه تا هیچ کس سعی نکنه منو دور بزنه!








