کتاب برج چهارم
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
به الهه نمیگویم که فکر میکنم قطار، موجودِ خیالی درون ذهن کسی بوده است. آنقدر سوت کشیده و از ته مغز او پیش آمده تا یک روز روی ریل جاگیر شده است.
همینکه مدام برود و یک وقتهایی هم برگردد، راضی است. فقط نباید زیاد در یک ایستگاه بماند. سوت که نکشد، زنگ میزند، میپوسد. دلش به همین رفتوآمدها خوش است. نمیگویم که من فکر میکنم مخترع قطار از تنهایی به تنگ آمده بوده، ذوقزده در کشفِ امکانِ درهم بودن انسانها، این مرکب را طراحی کرده تا کسی جرئت تنها ماندن نکند. فقط نمیدانم…





