کتاب گوتو ملکه ی دریا و برگزیده
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
گوتو متعجب از ملکه پرسید چه شده؟ ملکه با وحشت گفت تو داشتی به سمت دشت گل های مرگ می رفتی گوتو :گفت گل های مرگ؟ ملکه :گفت یعنی تو نمی دانی رفتن به داخل این گل ها یعنی مرگ در یک لحظه گوتو گفت: نمی دانستم یعنی چیزی به یاد ندارم ملکه که در حال پاک کردن گرد و غبار از لباسش بود، گفت: هر موجود زنده ای چه در هوا و چه بر روی زمین همین که به یک متری این دشت خوش آهنگ برسد تارهای بلندی از آنها به سمت شکارشان پرتاب می شود و در یک لحظه آن را تکه تکه کرده و می خورند گوتو چند قدم به عقب رفت و پس از تشکر از ملکه به خاطر نجات جانش سوار درازگوش شدند و به راهشان ادامه دادند.





