کتاب نهنگ ها را من سیر می کنم
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
کسی رو عمیق دوست داشتی؟
فکر می کنم به اینکه تا به حال کسی را سطحی دوست نداشته ام. آدم باید تکلیفش با خودش مشخص باشد. همیشه معتقد بودم دوست داشتن آدم اشتباه وقت تلف کردن است.
سر تکان می دهم و او می پرسد چی دیدی ازش که عاشقش شدی؟
هر چیزی که باید می دیدم وقتی تمام عمر به ایده آل هات فکر می کنی و اون آدم رو با تمام مشخصاتش و آشنا به عمق احساساتت پیدا می کنی اوضاع کمی پیچیده می شه دیگه برای اینکه عاشقش نشی بهانه ای نداری.
پلک هایش را باریک می کند اختلاف نظر داشتین؟ البته که داشتیم. مثل تمام زوج های دیگه ولی چیزی بینمون حل نشدنی نبود.
با هم خوشبخت بودین؟
زیاد اون قدر دوستش داشتم که در برابرش از خودم سیر بودم.
متاسفم
تاسف چرا؟ خودم ترکش کردم.
با بهت و حیرت در نگاهم خیره می شود.
چرا ترکش کردی؟
چون کابوس از دست دادنش عذاب روزهام شده بود.
و تو ترکش کردی؟
می ایستم و شن از لباس می تکانم.
ترس زندگی شما رو می بلعه آقای بوسونه پس بهتره که شما ترس ها رو ببلعيد.








