کتاب تاریخ ماریخ مستطاب 1/ کلاه
نویسنده
ناشر
معرفی کوتاه
از وقتی یادم هست ، دایی کچل بود ، منتها از آن کچل های خوش تیپ ، زمستان ها پالتوی سرمه ای نو می پوشید و یک کلاه خوشگل سرش می گذاشت و توی حیاط قدم میزد و شعر میخواند و قصه میگفت .
یکی از قصه ها داستان کلاهش بود ، اسمش بود ” کلاه بِرِه ”
خودش میگفت ” کلاه پیکاسوی من ” کلاه نرم و گرد و خوش دستی که کمی هم کج روی سر می گذاشت و …
مشخصات
تعداد صفحات ۱۵۲
رده سنی نوجوان
دسته بندی کتاب کتاب های خوردنی هوپا
سال انتشار ۱۴۰۴











