کتاب مستر جیکاک
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
همه این ها یادم می ماند. این کارهایی هم که حالا می کنند یادم می ماند به خیالشان نمی بینم این خونسردی وقیحانه شان همه اش یکسر جلوی چشمم می ماند. این عطر سوزان بیدن و باروت صداها توی گوشم می ماند این صدای ونکه کش دار توی گوشم تا ابد می ماند
پاهای ماه گل را می بینم که روی زمین کشیده میشود یادم می ماند. تمیان قری گل گلی اش را هم می بینم حالا چشیرها و لب های ظریفش را هم می بینم همینها بود که افت زد به جانم اینها را می بینم و یادم میماند. یادم می ماند که این خراب شده چه بر سرم آورد. چطور سرم را سوراخ کرد و روحم را آتش زد.اج بمیرم برای تو ماه گل آن گونههای گل انداخته ات، کردن کشیده ات دست هایت هره گرمایت بمیرم برایت ماه گل یادم می ماند. این صداها که در شکنج گریه هایت می پیچد یادم می ماند، عزیز گم مثل صدای آن روز که همیشه در یادم می ماند. آن غرغره ناتمام همان که کم کم اوج گرفت









