کتاب 1 قدم مانده به تو
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
چشمهای ماریه رهایش نمیکرد. رویش را به هر طرف میکرد بازهم آن چشم ها را میدید و آن نگاه افسونگر را، تا به آن روز زهیر به چنین حالی دچار نشده بود و آن شب زهیر میان دو احساس سر درگم مانده بود.
زهیر یتیمی تنها یا عاشقی دل باخته؟ راهزنی فریبکار یا تاجری مال باخته؟ زهیر اما همان بت پرستی است که با حیلهی عمویش راهی سفری تجاری میشود؛ سفری که گویا تجارت عشق به چشمهای راهزنی است که دل زهیر را به یغما میبرد و سفری که گویا تجارت آگاهی از حقیقتی است که بت زهیر را به پرتگاه.










