کتاب بلوای برزخ
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
عشق همیشه یک برکه نیست که آدم بتواند تصویرش را در آن ببیند. اقیانوسی است پهناور که ماهیانی گوشت خوار و لجوج و یک دنده هر روز خدا در آن میمیرند بی آنکه طعم هم زبانی را در آن بچشند. تک و توک ماهیانی نیز هستند که با خیزاب هایش، جزرومدهایش همسان و هم ذات میشوند، گرسنگی را میچشند اما زنده میمانند… بلوای برزخ روایتی است جسته و گریخته از عشق و عدالت عشق افلاطونی و عشق سنتی که هر کدام در نیمه های راه از نفس افتاده اند. هم زمان جنایت و خیانت رد پای پررنگی از خود به جای گذارده. دیگر سو وکیل برجستهی نابینایی در شبی از شبهای بارانی برای عدالت تمام شهر را یک نفس دویده و فراسوی این همه گریز و گزیر، کودتایی نافرجام قربانیان زیادی را به محاق تبعید و فرار کشانده است.







