کتاب آن دیگری
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
«الکی فکر و خیال به سرت نزنه داستان سر اون دختره ست که پیداش کردم متهم به قتل شده.» «چی؟! اون بدبخت که بیشتر شبیه مقتول بود.»
«منم حس می کنم که بیگناهه وکیلش هم همین حس رو داره قاتل اون بیرون داره راست راست میچرخه و بدبختی اینه که گیسو دچار فراموشی شده هیچی به یاد نمیاره.»
«گیسو کیه؟»
«اسمی که یکی از پرستارا روش گذاشته.»
نیلا خنده کنان مانتواش را به رگال آویخت و گفت چه ترکیبی بشین شما گیسوکمند.»
هر دو خندیدیم و چقدر خوب بود که نیلا را در کنارم دارم او دختری قوی شاد پر هیجان و بیش از حد زیبا و مهربانی بود.







