کتاب آن گل سرخ که از میان کانکرت رویید
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
چه اندازه نگران تو هستم
و برای علاقهمان چون یافتههای نو خیال میبافم
حجم شادمانیای که برایم آوردهای
از گنجایش دلم بیرون است
گویا
خداوند از دل من خبر داشت
که تو را آفرید
و به خواستهام شکل واقعی بخشید
عزیزترینم
من
برای در آغوش گرفتن تو
برای بوسیدن تو
و حتی دیدن گاه به گاه تو از سنگ هم عبور میکنم
دست و دلم میلرزد
تنم مرتعش
و ضربان قلبم تندتر شده است
اگر خورشید را در دست راستم
و ماه را در دست چپم بگذارند
هرگز با تو موازنه نخواهند داشت
به ستارههای دور
چشم دوختم
دست به دعا برداشتم
تا به وصال تو رسیدم





