کتاب سکوت صفیه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب :
موهایی که چند بار مادرم می خواست به خاطر کم آبی روستا کوتاه کند و من نگذاشتم و چند بار زینت م یخواست کوتاهش کند و سکینه نگذاشته بود. پرستارهای بیمارستان با بی رحمی تمام یا شاید از سر ناچاری کوتاه کرده بودند. ابروهای نامتقارن به خاطر بخیه روی پیشانی و دهان بدون دندان که لب هایم را به طرف داخل دهانم برده و حرف زدن و خوردن را برایم سخت کرده بود. چهره ای ترسناک از من ساخته بود که حتی سماء دخترم شب ها می ترسید کنار من بخوابد.





