کتاب فرش زندگی من
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
عجیب است با اینکه من این قدر غمگینم. بهار شرم ندارد که با راحتی و بی خیالی بدود زیر پوست درخت ها و آنها را بیدار کند. برگ های ریز را کنار شاخه ها قپ بزند. نوه ها با لباس های رنگی و نو بیایند در خانه ما و بگویند مادر برخیزید! برخیزید با هم برویم کوه و چشمه خاچیک. نمی شود که تنها توی خانه بمانید … عجیب است با اینکه هنوز چهلم تو نشده است اما دل من پر بکشد. برای کوه و کوهسار برای هوای بارانی که تازه باریدن آغاز کرده دلم پر بکشد. برای اینکه خودم هم نم نم ببارم. دلم بخواهد با این نوه های کوچک و بزرگ همراه شوم و تا موقع تحویل همان جا در دل سنگی کوه بمانیم و نبینیم که سال نو شد و تو نیامدی یا آمدی و من خواب ماندم.





