کتاب معجزه نجات جنگل
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
یاس دختری است مهربان و ماجراجو که با همسن و سالان خود تفاوتهای بسیاری دارد او سرکش و نافرمان است و علاقه و وابستگی خاصی به جنگل دارد که خانه اوست و در آن زندگی می کند. ياس حرف ها و احساس درختان سبز و بلند جنگل را درک می کند و نگران آنهاست چراکه با صداهایی که از انتهای جنگل و کنار رودخانه شنیده می شود احساس خطر می کند. یک شرکت تولید لوازم چوبی درختان را بریده و با کامیون های بزرگ به کارخانه منتقل می کند و یاس به همراه یکی از دوستانش در صدد جلوگیری از این اتفاق ناگوار هستند.
آن دو تصمیم می گیرند برای مقابله با این رویداد ویرانگر سوار یکی از کامیونها شده و از مقصد درختان بی جان مطلع شوند تا شاید بتوانند کاری بکنند . نقشه آنها عملی میشود و پاس و لیلیوم مخفیانه و در داخل یکی از کامیونها در نهایت سر از کارخانه در می آورند. آن دو چند روزی در انبار مخفی میشوند و درمی یابند که درختان جنگل به الوار و میز و صندلی و کمدهای چوبی تبدیل میشوند. یک شب پاس تصمیم میگیرد کارخانه را آتش زده و به کابوس تلخ درختان سبز پایان دهد ولی…
کمی دورتر دارکویی به تنه درختی میکوبید که این صدا با صدای هیولاهایی که جان درختان را می گرفتند خیلی فرق داشت. در همین حال و هوا ناگهان لیلیوم از پشت درختی بیرون پرید تا رشته افکار گره خورده ام پاره شود ! بطرف انتهای جنگل و کنار رودخونه راه افتادیم آنجا محلی بود که قرار بود آتش سوختن و نابودی جنگل سبز ما شعله بگیرد و ما تصمیم گرفته بودیم جلوی اینکار را بگیریم با اینکه هنوز به خوبی نمی دانستیم چطور به این هدف خواهیم رسید.





