کتاب زیر این طاق کبود
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب :
مرغ تنهایی پرواز کنان به میدان شهری می رسد که مجسمه ای از سیمرغ دارد اما در و پنجره ی خانه های شهر بسته است و کسی در کوچه و خیابان نیست. مرغ تنها به سوی خانه ای می رود و به شیشه های پنجره اش نوک میزند و می خواند. دخترکی موطلایی پنجره را باز می کند و… مرغک همین طور یک به یک پنجره ها را می کوبد. دختر و پسرها با او دوست می شوند مرغ هم برای آن ها جوجه به دنیا می آورد تا این که یک روز مردم شهر در آسمان شهرشان سی مرغ را می بینند که به شکل یک مرغ بزرگ (سیمرغ) به پرواز در آمده است.








