کتاب من و پدر
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
اینک هربار که آخر هفته به دیدن پدرش می رود می داند که او در ایستگاه راه آهن توی ماشین منتظرش می ماند و پای سکو به استقبالش نمی آید وقتی به خانه پدری می رسد در اتاق بچگی اش می نشیند و صدای پدر را در باغ در خانه وقت چای دم کردن می شنود. صمیمیت پدر و دختر سال به سال رنگ می بازد و همراهش زبان مشترکشان ایک روزنامه نگار است می داند چطور پرس و جو کند و ته و توی همه چیز را در بیاورد اما در برابر سکوتی که بین او و پدرش حکمفرماست ناتوان است رمان دیلک گونگور روایت کوشش دختری است برای نزدیک شدن به پدر پدری که در دهه ۱۹۷۰ از ترکیه برای کارگری به آلمان آمده است. روایت تلاش برای غلبه بر بی زبانی با توسل به حرکات دست و صورت در آشپزخانه و هم نشینی در سکوت رمانی تأثیرگذار با مایه هایی از طنز درباره رابطه پدر و دختر.








