کتاب دیده بان
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
سرت داره خون می آد برادر حسن گفتم اینجا امن نیست چفیه را از کمرش باز کرد و دور سر حسن بست. حسن در آن حال هم دست بردار نبود. خم شد و توی دفترچه اش چیزی یادداشت کرد. مرتضی خندید و گفت: «با این حالت چی می نویسی؟ حسن نای حرف زدن نداشت. کمی خودش را بالا کشید و به دیوار تکیه داد مرتضی دفترچه را نگاه کرد و نوشته اش را خواند درود به امام امت به خانواده ام توصیه می کنم که همیشه در صحنه باشند و از کشور خود دفاع کنند و به ندای امام لبیک بگویند.





