کتاب شریر
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
راجع به بختک که سخن به میان می آید، البته از مهملات رایج روزگار نباید غافل شد. همین ترهاتی که بختک را به «فلج خواب» فروکاسته اند؛ نوعی اختلال یا بیماری غم انگیز است که او را همسنگ با سرماخوردگی پایین آورده اند. بلاهتی است تمام! انگار نذر کرده اند از هرچه فهمشان بدان نمیرسد معنازدایی کنند. هر قدر به نزاکت ادبی پایبند باشم نمیتوانم از این بگذرم که تقلیل بختک به فلج خواب یاوه است، مزخرف است، اضمحلال معناست؛ چیزی است که من به هیچ طریق برنمی تابم. هرچند کتمان نمیکنم اگر آنچه در ادامه خواهم گفت بر من نرفته بود، شاید اکنون من نیز به این اراجیف باور داشتم. گذشته از این، دلیل حرفشان را اگر بپرسی میگویند: «چون علم چنین اثبات کرده.» و نهایتا به این میرسند که «واقعیت چنین است.» همان که با تفاخر «فکت» اش می خوانند. لابد کسی هم تا به حال برایشان نگفته که «گور پدر واقعیت رفيق من! واقعیت تو هم این است که عاقبت متعفن می شوی، میپوسی، از هر کثافتی بدبوتر میشوی و زیر یک خروار خاک، تمام هستیات تباه می شود. تو خود حاضری یک روز با واقعیت زندگی ات سرکنی که میخواهی تکلیف واقعیت بختک را روشن کنی؟»





