
دو نگرش یا نظریه کلی بر مطالعات تاریخ ایران در مواجههاش با مدرنیته غلبه دارند. نگرش نخست بر این فرض استوار است که پویاییتغییرات اجتماعی و فرهنگی در ایران در دو سده اخیر را باید همچون پویاییهای یک عنصر حاشیهای مورد مطالعه قرار داد که ناخواسته تحت تأثیر تحولاتی قرار گرفت که در مرکز یعنی در غرب جهانی بهوقوع پیوستند.…