
درباره کتاب: وقتی به کلاس شمشیر بازی میرسیم، مامان و آسیه چهره ی ناراحت من را میبینند. مجبور میشوم راستش را به آنها بگویم: اگر وقتی همه من را نگاه میکنند، نتوانم کارم را انجام بدهم چی؟ مامان میگوید نگران نباش شجاعت به موقع سراغ تو خواهد آمد مثل آسیه که شجاعت را به دست آورد.
۹۳,۵۰۰ &#x۰۶۲A;&#x۰۶۴۸;&#x۰۶۴۵;&#x۰۶۲۷;&#x۰۶۴۶;