
تامی نمیداند که چرا وقتی در کلاس پای تخته میرود، یا هنگامیکه در رستوران میخواهد غذایش را سفارش بدهد، اینقدر دستپاچه میشود. او متوجه شده است که دیگران وقتی میخواهند کاری را جلوی چشم بقیه انجام دهند مثل او دستپاچه نمیشوند. حتی پاتریک، که خجالتی است، گاهی اوقات در کلاس داوطلب میشود. پس چرا او نمیتواند؟! «آموختن در مورد افکاری…