
بخشی از کتاب: عذاب وجدان کالا هولم او را وامیدارد نوزاد را در جنگلهای بکر اطراف خانهاش رها کند؛ اما سرنوشت برای آن کودک نقشهای دیگر دارد. دستفروشی رهگذر نوزاد را مییابد و با خود میبرد. کالا برای پنهانکردن دروغش قبری حفر میکند تا خواهرش را متقاعد کند که کودک در بدو تولد مرده است. اما رینتی، خواهر کالا، دست…
