
بخشی از کتاب: من اینجا هستم. آنها مشغول جنگیدنند و جانهای کوچک ما مطلقاً هیچ ارزشی برایشان ندارد. من خوبم، هنوز سرپا هستم و زنده؛ همینطور خانوادهام. کمی عصبیام و کمی پریشان، اما این حالتم چندان دور از انتظار نیست. حالا چهار روز است که در راهروی ورودی جلوی آسانسورم، با این امید که این جنگ لعنتی تمام شود، در…