
لیلی بلوم اکنون مادری مجرد است که از رابطه سمی با رایل کینکید (پدر فرزندش) جدا شده، اما همچنان تحت تأثیر آسیبهای روانی آن رابطه قرار دارد. با بازگشت اطلس کوریلان به زندگی او، لیلی بین ترس از گذشته و امید به آینده جدید گیر میکند. کتاب از دو راوی لیلی و اطلس روایت میشود و به چالشهای آنها در مواجهه با مداخلات رایل و بازسازی اعتماد میپردازد.