
مردی که خواب است با زبانی شاعرانه و روایتی سیال میان خواب و بیداری، به بیان تجربهای از بیخ و بن فلسفی میپردازد. شخصیت اصلی که در سراسر داستان تو خطاب شده در دانشگاه سوربن جامعهشناسی میخواند تا اینکه روزی تصمیم میگیرد سر جلسه امتحان حاضر نشود و درسش را نیمهکاره بگذارد. این تصمیم ناگهانی سلسلهجنبان رشتهای از تصمیمها میشود…