آرمان میرزایی
چینش کتابها

این کتاب ماجرایی را پیرامون سرزمین «عدن» روایت می کند، جایی که بیش از چند سده گذشته توسط اهورای مقدس و در مبارزه قدرتمندانه ی او علیه تیغه ها و شکست آن ها صاحب این نام شد، هرچند اهورا همواره بیم بازگشت دوباره اهریمن و تصاحب شهر توسط نیروهای شر را به ویژه از سوی جنگل شمالی داشت.ولاد فرزند ماتایسن…

تا حالا شنیدید که میگن وقتی داری میمیری تمام عمرت در عرض چند ثانیه از جلو چشمات میگذره؟ منم شنیده بودم ولی هیچ وقت باورش نکرده بودم، یعنی شایدم باور داشتم، ولی هیچوقت بهش فکر نکرده بودم، تا اینکه چند لحظهٔ پیش، یه ماشین با سرعت بهم برخورد و منو نقش زمین کرد. کتاب با این عبارات شروع میشود و…

پس از ساعتی گریستن در کنار جسد همسرش، پلکهای لیلی را به آرامی بست و برای همیشه با چشمهای آبی او خداحافظی کرد. پس از آنکه بوسهای بر پیشانیش نهاد... از جایش برخاست و تلوتلوخوران به سمت آینه رفت. به چهرهی بیروح و چشمان قرمز و پفکردهاش نگریست. آنها فقط لیلی بلک را نکشته بودند... آن شب، مایکل فارنهایت نیز…
ناشرهایی که کتابهای «آرمان میرزایی» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.


