
درباره ی کتاب: سنگِ آبیرنگ مثل زغال، داغ بود و روی سطح صافش کلماتی نوشته شده بود، اما گلولای آنها را پوشانده بود. ایواشکا فوری فهمید که این سنگ سحرآمیز است. کفشش را درآورد و با پاشنهاش تندتند زد روی گلولای تا زودتر آن کلمات را بخواند. این نوشتهای بود که او خواند: کسی که این سنگ را به کوه…
۱۲۵,۱۰۰ تومان