
فکر میکنم در آن ناکجاآباد، تنها بیایمانیام بود که مرا از اکثریت متمایز میکرد. الحق که ایمان دیگران از من بیشتر بود، ایمانی پوچ به ایزدانی دروغین. خوب که فکر میکنم، میبینم هنوز نامهاشان گوشهی ذهنم خاک میخورد: نَم، لیلیث، حَشام و گوداذ. این نامها را زمانی مردم آن سرزمین ناراست مقدس میدانستند و بر فرزندان نگونبختشان میگذاشتند. تمام عمرشان…


