
حتای زندگی دوباره باز دوره مرگ است کنار زنده ماندن آدم ها در سیزده تصویر، داستان، روایت قصه، خیال و شاید غزل! نمی دانم؛ تو هر چه خواستی، هرجور خواستی بخوان این بازی را! بخوانِشان به مهربانی سرانگشت چشم هات که جهان تازه شود به گشاده دستی آسمان و خاک. به وقتِ کلمه، بهار را به یاد درختان خواب زده…
