
درباره کتاب: شما همیشه به خودتون شک داشتید، مردد بودید که مشکل در شما بوده و نه در مامان. در نتیجه همیشه یا باید فاخر جلوه میکردید یا از عادی بودن اجتناب می کردید. تا اینکه اخیرا؛ البته حدودا یک ساله که شما تغییر کردید: میتونید ریسک کنید که عادی باشید. کی تونسته این ریسک رو بکنه؟ P: خب من.…
