
بیست و دو سال پیش، سم و دین وینچستر مادرشان را بهخاطر یک نیروی فراطبیعی شیطانی و مرموز از دست دادند. سالها بعد، پدرشان، جان، به آنها تعلیم داد چگونه این شرارت را از بین ببرند. در گسترهای از مزارع دورافتاده، درست پس از چشمانداز خیرهکنندۀ گرند کنیون، هر چهل سال یک بار، موجی از کشتارهای مرموز رخ میدهد. در…