
داستان حاضر، شرح زندگی فرزند خواندههایی با نام "ناتالی" و دیوید" است."ناتالی" زمانی که چهار ساله بود، "دیوید" به جمع خانوادگی آنها پیوست، پسری ساکت و نوپا، با سری بزرگ و دستهایی دراز. این طور به نظر میرسید که پدرخوانده و مادرخواندهی "ناتالی"، هر یک به نوعی، توجه بیش از حد خود را به "دیوید" ابراز میکردند و حتی بیزبانی…